ناسوت- قسمت پایانی

قسمت پایانی رمان ناسوت به نویسندگی علی ایراندوست خلاصه قسمت پایانی رمان ناسوت(249_255) در فصل چهاردهم داستان دوباره از روز بعد از سقوط شهر روایت می شود جایی که سعید دوباره از گسستگی زمان و مکان خارج می شود و از آن مکان خوفناک...
ادامه مطلب

ناسوت قسمت بیست و نهم

قسمت بیست و نهم رمان ناسوت به نویسندگی علی ایراندوست خلاصه قسمت بیست و نهم رمان ناسوت (240_248): فصل سیزدهم کتاب در واقع توضیحی ست بر چگونگی نفوذ دوباره روسها بر شهر که با اعمال نگهبان تنومند مو فرفری توسط یک افسر بلند پایه...
ادامه مطلب

ناسوت قسمت بیست و هشتم

قسمت بیست و هشتم رمان ناسوت به نویسندگی علی ایراندوست خلاصه قسمت بیست و هشتم رمان ناسوت (227_239): سعید وارد دالانی میشود که جویی در میان آن روان است و مایعی لزج با اجرامی عجیب غوطه ور آن هستند. پسری که در سوی دیگر نهر متعفن...
ادامه مطلب

ناسوت- قسمت بیست و هفتم

قسمت بیست و هفتم رمان ناسوت به نویسندگی علی ایراندوست خلاصه قسمت بیست و هفتم رمان ناسوت (220-227): در جلسه اضطراری مقرر شد که غیر نظامیان را در سردابها و نیاهگاهها عمومی شهر مخفی کنند و برای بیرون راندن دشمن از شهر از همه ی...
ادامه مطلب

ناسوت- قسمت بیست و ششم

قسمت بیست و ششم رمان ناسوت به نویسندگی علی ایراندوست خلاصه قسمت بیست و ششم رمان ناسوت (208-219): در این فصل کوتاه دهم شب قبل از پیروزی مدافعین شهر همدان روایت میشود تا توضیحی باشد بر آنچه سعید دربالای بارو های شهر از وضعیت...
ادامه مطلب

ناسوت- قسمت بیست و پنجم

قسمت بیست و پنجم رمان ناسوت به نویسندگی علی ایراندوست   خلاصه قسمت بیست و پنجم رمان ناسوت (198-207) : سعید وارد انبار کاه می شود. جایی که اسرای روس اسکان داده شده اند کنار مرد زخمی هم سن خودش مینشیند و نگاهی به زخم چرکش می...
ادامه مطلب

ناسوت -قسمت بیست و چهارم

قسمت بیست و چهار رمان ناسوت به نویسندگی علی ایراندوست فصل هفتم کتاب خلاصه قسمت بیست و چهار رمان ناسوت: در فصل هفتم گریزی به زندگی هادی شوهر مهری زده می شود. او که از اهالی نیشابور است کودکیش را در یک خانه شلوغ استیجاری در...
ادامه مطلب

ناسوت- قسمت بیست و سه

قسمت بیست و سه رمان ناسوت به نویسندگی علی ایراندوست   خلاصه قسمت بیست و سه رمان ناسوت(179-188): نزدیکی های غروب دو طرف به آتش بس موقت رضایت دادند.سعید به خانه پیرزن برگشت تا با زن جوان آشنایش دوباره ملاقاتی داشته باشد. در این...
ادامه مطلب

ناسوت- قسمت بیست و دو

قسمت بیست و دو رمان ناسوت به نویسندگی علی ایراندوست خلاصه قسمت بیست و دو رمان ناسوت(170-179): سعید دوباره کنار زن آشنا ایستاده و جمله ای را که باعث آرامش می شود زمزمه می کند. مهری می شنود و او هم دلش آرام می شود درب خانه باز می...
ادامه مطلب

ناسوت- قسمت بیست و یک

قسمت بیست و یک رمان ناسوت به نویسندگی علی ایراندوست خلاصه قسمت بیست و یک رمان ناسوت (160-170): سعید در یکی دیگر از پرسه زدنهای بی هدف در شهری که در کنترل نظامیان ایرانی و ترک است با زن جوانی برخورد می کند که در سردرب یک خانه...
ادامه مطلب

ناسوت – قسمت بیست

قسمت بیست رمان ناسوت به نویسندگی علی ایراندوست فصل چهارم کتاب خلاصه قسمت بیست رمان ناسوت(151-159): در این فصل داستان به زمان حال باز می گردد , روز های پایانی ماه مارچ و بازار گردیهای مردم در مراکز خرید شهر مونیخ , تا برای فامیل...
ادامه مطلب

ناسوت- قسمت نوزدهم

قسمت نوزدهم رمان ناسوت به نویسندگی علی ایراندوست خلاصه قسمت نوزدهم رمان ناسوت (142-150): صبح روز بعد ارتشی از نیرو های ژاندارم ایرانی و سربازان عثمانی از مسیر کرمانشاهان وارد شهر شدند . آنان که توپهای سنگین آلمانی را با ارابه...
ادامه مطلب
بالا