ناسوت- قسمت بیست و سه

قسمت بیست و سه رمان ناسوت به نویسندگی علی ایراندوست   خلاصه قسمت بیست و سه رمان ناسوت(179-188): نزدیکی های غروب دو طرف به آتش بس موقت رضایت دادند.سعید به خانه پیرزن برگشت تا با زن جوان آشنایش دوباره ملاقاتی داشته باشد. در این...
ادامه مطلب

ناسوت- قسمت بیست و دو

قسمت بیست و دو رمان ناسوت به نویسندگی علی ایراندوست خلاصه قسمت بیست و دو رمان ناسوت(170-179): سعید دوباره کنار زن آشنا ایستاده و جمله ای را که باعث آرامش می شود زمزمه می کند. مهری می شنود و او هم دلش آرام می شود درب خانه باز می...
ادامه مطلب

ناسوت- قسمت بیست و یک

قسمت بیست و یک رمان ناسوت به نویسندگی علی ایراندوست خلاصه قسمت بیست و یک رمان ناسوت (160-170): سعید در یکی دیگر از پرسه زدنهای بی هدف در شهری که در کنترل نظامیان ایرانی و ترک است با زن جوانی برخورد می کند که در سردرب یک خانه...
ادامه مطلب

ناسوت – قسمت بیست

قسمت بیست رمان ناسوت به نویسندگی علی ایراندوست فصل چهارم کتاب خلاصه قسمت بیست رمان ناسوت(151-159): در این فصل داستان به زمان حال باز می گردد , روز های پایانی ماه مارچ و بازار گردیهای مردم در مراکز خرید شهر مونیخ , تا برای فامیل...
ادامه مطلب

حرمان- قسمت بیست و سه

قسمت بیست و سه رمان حرمان به نویسندگی علی ایراندوست خلاصه قسمت بیست و سه رمان حرمان (صفحات 171 تا 176): در فصل چهاردهم کتاب حامد وضعیت خانواده‌ی لاهوتی را پس از اعدام بهار شرح می‌دهد. از پریشان‌گویی‌های اردشیر لاهوتی که...
ادامه مطلب

حرمان- قسمت بیست و دو

قسمت بیست و دو رمان حرمان به نویسندگی علی ایراندوست خلاصه قسمت بیست و دو رمان حرمان (صفحات 161 تا 170): حامد فردای آن روز به ملاقات بهار می‌رود. این دومین ملاقات او با بهار در این شرایط است. مرتبه‌اول بهار را با برق دستبند...
ادامه مطلب

حرمان- قسمت بیست و یکم

قسمت بیست و یکم رمان حرمان به نویسندگی علی ایراندوست خلاصه قسمت بیست و یکم رمان حرمان (صفحات 153 تا 161): حامد ابتدا از جواب دادن طفره می‌رود اما با اصرار یاسمین به واگویه ‌ی خوابی همیشگی که از سال ها پیش هر زمان که بخواهد به...
ادامه مطلب

حرمان- قسمت بیستم

قسمت بیستم رمان حرمان به نویسندگی علی ایراندوست خلاصه قسمت بیستم رمان حرمان (صفحات 145 تا 153):  حامد گاهی وقتها به دوستان قدیمی‌اش هم سر می‌ زد، دستکم مطمئن بود که با اینکار بهار را خوشحال خواهد کرد. یکبار هم بهمراه مزدک...
ادامه مطلب

حرمان- قسمت نوزدهم

قسمت نوزدهم رمان حرمان به نویسندگی علی ایراندوست خلاصه قسمت نوزدهم رمان حرمان (138 تا 145): چند هفته‌ای طول می‌کشد تا حامد کارهای عقب‌مانده و تسویه حسابش را با شرکت برجمان که سال ها در کرمان برایشان کارکرده بود انجام دهد....
ادامه مطلب

حرمان- قسمت هفدهم

قسمت هفدهم رمان حرمان به نویسندگی علی ایراندوست خلاصه قسمت هفدهم رمان حرمان (صفحات 124 تا 132): بعد از تحویل سال نوی ایرانی، حامد موضوع سفرش به شمال را با پدرش درمیان گذاشت. زمانی که به ساری رسید برخلاف مرتبه‌ای که به تهران...
ادامه مطلب
بالا